الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

64

الغدير ( فارسي )

ابو الفرج اين روايت را همچنين در صفحهء 241 جلد 7 اغانى ، آورده و در آنجا است كه امام پرسيد : شعر از كيست ؟ گفتم : از سيّد ( حميرى ) است . جوياى حال او شد . در گذشتش ( 1 ) را به امام اعلام كردم ، فرمود : خدايش رحمت كند گفتم : در روستائى ديدمش كه نبيذ مىخورد ، فرمود : مقصودت شراب است ؟ گفتم : آرى ، فرمود : گزارش گناهى به پيشگاه خدا نمىرسد مگر اينكه به خاطر محبت على از آن مىگذرد . و « حافظ مرزبانى » در « اخبار السيّد » ، از فضيل روايت كرده است كه گفت : پس از كشته شدن « زيد » به خدمت ابى عبد اللَّه « امام صادق ع » رسيدم و حضرت مىگريست و مىفرمود : خدا رحمت كند زيد را كه دانائى درستكار بود و اگر عهده دار كارى مىشد ، وضع و موقعيت آن كار مىدانست گفتم : شعر سيّد را برايتان بخوانم ؟ فرمود كمى درنگ كن ، آنگاه دستور داد پردهائى بياويزند . پرده كشيده شد و درهائى غير از در نخستين باز شد و امام فرمود بخوان هر چه به ياد دارى و من خواندم : لام عمر و باللوى مربع مرزبانى 13 بيت را ياد كرده است پس از پشت پرده ، بانگ شيون را شنيدم و زنها مىگريستند و امام مىفرمود : سپاس بر تو اى ابراهيم با اين سخنت ! گفتم : سرور من وى ( سيد حميرى ) نبيذ مىخورد ، فرمود : چنين كسى را توبه در مىيابد و بر خدا ، دشوار نيست كه گناهان دوست و ستايشگر ما را بيامرزد . « كشى » اين روايت را ، با تغيير كمى در بعضى از الفاظ آن ، در صفحهء 184 رجالش آورده است .

--> ( 1 ) - اين جمله جعلى و نادرست است ، زيرا در گذشت « حميرى » چند سال پس از وفات امام « صادق ع » بوده است و در روايت « مرزبانى » و « كشى » اين جمله نيست .